سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
د نیا ی مجازی
درباره وبلاگ


پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1
  • بازدید دیروز: 18
  • کل بازدیدها: 35632
یادداشت ثابت - یکشنبه 94 اسفند 3 :: 6:55 عصر :: نویسنده : محسن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خدمت حضرت حجت ابن الحسن (ج)

وامت اسلامی تسلیت با د

 

حدثنا أبو الولید حدثنا ابن عیینة عن عمر و ابن دینار عن ابن أبى ملیکة عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبنی».

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ کسی که او را به خشم در آورد مرا به خشم آورده است.

صحیح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714)، کتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیهوسلم . و4/219، (ص 717، ح 3767) کتاب فضائل الصحابة، ب 29 ـ باب مَنَاقِبُ فَاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلاَمُ .

قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «أُنْزِلَتْ آیَةُ التطْهِیرِ فِیْ خَمْسَةٍ فِیَّ، وَفِیْ عَلیٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ وَفاطِمَة».

آیه تطهیر بر 5 نفر نازل شد: بر من و علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم‌السلام.

منابع: إسعاف الراغبین ص 116/ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة.

 

قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَة بَضْعَةُ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنِی».

فاطمه پاره وجود من است، هر چه او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است.

منابع: صحیح البخاری ج 3 کتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ خصائص الإمام علیّ للنسائی ص 122/ الجامع الصغیر ج 2 ص 653 ح 5858/ کنز العمّال ج 3 ص 93 ـ 97/ منتخب بهامش المسند ج 5 ص 96/ مصابیح السنّة ج 4 ص 185/ إسعاف الراغبین ص 188/ ذخائر العقبى ص 37/ ینابیع المودّة ج 2 ص 52 ـ 79.

قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «سیّدَةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنَّةِ فاطِمَة».

سرور زنان بهشت فاطمه است.

منابع: کنز العمّال ج13 ص94/ صحیح البخاری، کتاب الفضائل، باب مناقب فاطمة/ البدایة والنهایة ج 2 ص61.

احادیث زیادی در فضل حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب فریقین از رسول خدا صل الله علیه و اله وسلم وارد شده است که این چند حدیث بعنوان نمونه خدمت خوانندگان محترم از کتب اهل سنت نقل کردم

حضرت زهرا(س) بعد از پدر بزرگوارش 75 روز یا 95 روز زنده بود ودر سن 17 یا 18 سالگی

13 جمادالاول یا سوم جمادالثانی به شهادت رسید

با این همه سفارشات که از طرف پیامبر خدا در مورد یگانه دخترش شده بود و خود حضرت زهرا هم از نظر شخصیتی در حد اعلای از کمال بود که من و امثال من از تعریف حضرتش عاجزیم .

جای سوال است : وایا امت اسلامی این سوال ها را از خود کرده است؟

چراتاریخ شهادت دختر رسول خدا (ص) در بین امت اسلامی مخفی است؟

چرا قبر حضرتش مخفی است؟

چرا پیکر دخت پیامبر با اون عظمت تشییع نشود؟

چرا شبانه دفن شود؟

چرا امت اسلامی بر جنازه حضرتش نماز نخواند؟

سران حکومت کجا بودند؟

اگر گفته شود خود حضرت زهرا وصیت کرد و نمیخواست باز سوال خلق میشود که :

چرا حضرت زهرا نمیخواست ؟

این چرا ها را باید خواص آنروز در پیشگاه رسول خدا جواب گو باشند چون حضرت صدیقه برای خواص آنروز اتمام حجت کرد شبها در خانه مهاجر و انصار میرفت حسنین را هم با خود می برد

حدیث ان الحسن والحسین سیدا شبابا اهل الجنة را گوشزد میکرد روز غدیر را که هنوز خیلی نگذشته بود گوشزد میکرد لکن خاص وعام آنروز یگانه دخت رسول خدا را تنها گذاشت !!!!!!!!

بقول بعض بزرگان این مدت 95 روز که بعد از پدر بزرگوارش زنده بود حضرت زهرا را پیر کرد .

با این عمر کم این همه سادات در دنیا نتیجه ازدواج شش هفت ساله حضر تش است .

انا اعطینا ک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانءک هوالابتر.

 

 




موضوع مطلب :
یادداشت ثابت - یکشنبه 94 آبان 4 :: 12:41 صبح :: نویسنده : محسن

درسی که باید از انقلاب امام حسین آموخت

عاشورا عظیم ترین رخداد تاریخ بشریت بود و درس های بزرگ و سترگ به همگان آموخت.
درس های متعددی می توان از قیام امام حسین (ع) آموخت:
1-خدا محوری: یکی از ویژگی های قیام امام حسین (ع) در خدا باوری و اخلاص ظهور می کند. امام ضمن خطابه ای که پیش از خروج از مدینه ایراد نمود، هرگونه شایبة دنیا طلبی و ریاست خواهی و جنگ قدرت را ردد کرد و انگیزه اصلاح دینی و اجتماعی را مطرح نمود.
حضرت بارها از تسلیم شدن در برابر خواست خدا و جلب رضایت او سخن گفت. او در آخرین لحظات، در مناجات با خدا عرضه داشت: الهی رضاً برضاک، تسلیماً لأمرک، صبراً علی قضائک، یا ربّ، لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین
پروردگارا! من راضی به رضای تو و تسلیم امر تو هستم. در مقابل قضای تو صبر خواهم نمود. ای خدایی که جز تو معبودی نیست! ای پناه بی پناهان!.

2-معنویت گرایی و خدا محوری نه تنها در گفتار و رفتار امام حسین(ع) ظهور نمود که یاران و اهل بیت حضرت نیز معنویت گراترین انسان ها بودند. حضرت زینب در گودال قتلگاه در کنار بدن مطهر امام حسین(ع) عرضه داشت: اللّهم تقبل منّا هذا لقربان.
حضرت به ابن زیاد که گفت: رفتار خدا با برادرت را چگونه دیدی، فرمود: جز جمال و زیبایی ندیدم.

3-آزادی خواهی و عزت مندی: یکی از درس های قیام امام حسین(ع) آزادی خواهی و عزت مندی است که امام حسین(ع) به رغم آنکه آینده جنگ را پیش بینی می کرد و دشمن را خوب می شناخت؛ در برابر ستم و زورگویی تسلم نشد و به همگان این درس را آموخت که مرگ با عزت از زندگی ذلت بار بهتر است: موت فی عزٍّ خیرٌ من حیاه فی ذلّ... لاوالله، لا أعطیهم بیدی اعطاء الذّلیل و لا أقرّ إقرار العبید.
فرمود: الموت اولی من رکوب العار و العار اولی من دخول النّار.
مرا عار آید از این زندگی که سالار باشم، کنم بندگی
امام حسین (ع) نه تنها آزاده و آزادی خواه بود که دشمنان خویش را نیز به آزاد خواهی فرا خواند: ای آل سفیان! اگر دین ندارید و از قیامت نمی ترسید، لااقل در دنیا آزاد باشید.
گر شما را به جهان دینی و آیین نیست لااقل مردم آزاده به دنیا باشید
آزاد خواهی و عدالت گرایی امام حسین(ع) سبب شد که غیر مسلمانان نیز از قیام او درس گیرند و آزاد خواهی خویش را مبتنی بر آزاد خواهی آن امام همام نمایند.
مها تماگاندی (رهبر فقید هند) گفت: من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده ام. بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد پیروز گردد، باید از سرمشق امام حسین پیروی کند.
درس آزادی به دنیا داد رفتار حسین بذر همت در جهان افشاند افکار حسین
با قیام خویش بر اهل جهان معلوم کرد تابع اهل ستم گشتن بُوَد عار حسین

3-پاسداری از دین: متأسفانه بعد از رحلت پیامبر(ص) مسلمانان از معارف دین و سنت پیامبر(ص) فاصله گرفته و جهان اسلام را دنیا گرایی و قدرت طلبی فرا گرفت. از سوی دیگر بدعت گذاری گسترش یافته و رهبران دین ستیز، مانند معاویه و یزید در مسند قدر گرفتند. به قدرت رسیدن و دین ستیزی آنها موجب شد باورهای دینی تضعیف شود و قوانین اسلام اجرا نگردد و ارزش های آن زیر سؤال برود.
برای احیای دین و اجرای قوانین اسلام و بدعت زدایی نیاز به نهضت بود، از این رو امام حسین(ع) قیام نمود و یکی از اهداف آن را حفظ دین و احیای سنت پیامبر (ص) دانست.
در نامه ای خطاب به مردم بعده می فرماید: من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر فرا می خوانم. سنّت مرده و بدعت زنده شده است.
امام حسین (ع) یاران خویش را به حمایت از دین فرا خواند و خود در اشعار خویش دین مداری و دین محوری را گوشزد نمود: إن کان دین محمّد لم یستقم، إلا بقتلی، یا سیوف خذینی.
گر جز به کشتنم نشود دین حق بلند ای تیغها بیاید بر فرق من فرود
حضرت ابوالفضل نیز در رجزی که در روز عاشورا خواند گفت:
والله ان قطعتموا یمینی إنّی أحامی أبداً عن دینی
دین خدا عزیز تر است از وجود ما این دست و پا و چشم و سر و جان فدای دوست
درسی که زعاشورا آموخته ایم این بود قربانی راه دین، فرزند و پدر کردیم.




موضوع مطلب :
یادداشت ثابت - یکشنبه 94 آبان 4 :: 12:39 صبح :: نویسنده : محسن

مسوولیت ما در قبال قیام عاشورا چیست؟

از قیام امام حسین (ع) و یاران آن حضرت نزدیک به 1400 سال می گذرد اما با گذشت هر روز ابعاد این قیام و پیام های آن وسیعتر، درخشان تر و ماندگار تر می شود براستی عامل این درخشندگی و ماندگاری چیست؟

تاریخ انقلاب ها و حوادث زیادی را در خود جای داده است ده ها و صدها انقلاب، قیام و اعتراض در اوراق تاریخ درج گردیده است، هزاران نفر به شمول کودکان و زنان روزمره در سراسر جهان قربانی شده و می شوند و از اثر سیاست های خصمانه ی همنوعان خود، جان های خود را از دست می دهند اما از هیچ کدام به این گستردگی تجلیل به عمل نمی آید و میلیون ها نفر برای ده روز متوالی عزا نمی گیرند و به سرک ها نمی ریزند، کودکان و اطفال اشک ماتم نمی ریزند و شهر و دیار سیاه پوش نمی گردند؛ حقا که این قیام جاودانه شد.

هرچند مبارزه میان حق و باطل از آغاز خلقت انسان وجود داشته و این دو در ادوار مختلف تاریخ در برابر هم و برای زدودن و نابود نمودن یکدیگر تلاش نموده یا به عبارت دیگر مبارزه میان نیروی شیطانی و نیروی الهی در وجود هر انسان جریان دارد و هردو برای سرکوب یکدیگر بصورت مداوم و مستمر با هم مجادله می نمایند، در این مجادله کسانی پیروز میدان می شوند که نیروی انسانی و یا خداگونه اش بتواند، نیروی شیطانی اش را مغلوب و مقهور خود گرداند و بر هواهای نفسانی اش غالب آید، همانطوریکه ابر مردان تاریخ و پیشوایان دین و پاسبانان آن چون حضرت امام حسین (ع) و یارانش برای خدا و حراست از دین رسول خدا (ص) قربانگاه چون کربلا را اختیار نمودند و برای اصلاح امت، از همه ی اهل و عیال خود حتی طفل شش ماهه اش بگذرد و همه را به قربانگاه بفرستد تا برای نجات از دین و ارزش هایش قربانی نماید با وجود که می دانست و متیقن بود که در این راه با دشمنان کینه توز، بیرحم و خون خوار چون یزید مواجه اند.

کسی عاری از عاطفه و احساس انسانی است و این را هم می دانست که افراد و پیروانش در این جنگ نابرابر بیرحمانه به شهادت خواهند رسید و خواهر گرامی اش زینب را به مخروبه های کوفه و شام به اسارت خواهند برد، جوان رشید چون علی اکبرش را از دست خواهد داد، دست های برادر و همدم چون ابوالفضل اش بریده خواهد شد، با آن هم خلل در اراده اش پدید نمی آید و از تصمیم خود منصرف نمی شود ، چرا؟

چون ایشان مسوولیت انسانی اش را در برابر دین جدش رسول خدا به درستی درک کرده بود و به خوبی می دانست که باید از این دین به خوبی حراست و نگهبانی کند تا مبادا بدعت ها و پلیدی ها به عنوان یک ارزش درج آن گردد و تفسیر دینی بیابد.

ایشان به خوبی واقف بود که برای خدا و دین خدا باید از هیچ نوع قربانی دریغ ننماید همانطوریکه رسول خدا حضرت محمد (ص) برای این دین زحمات زیادی را متقبل شد، توهین و حقارت های زیادی را متحمل شد با وجود آن هم به راهش ادامه داد و به آینده درخشان دل بست.

همانطوری که حضرت ابراهیم خلیل حاضر گردید که بخاطر اطاعت از اوامر خدای عزوجل، جگرگوشه اش اسماعیل را به قربانگاه ببرد و کارد بر گلویش بگذارد حتی نگاه های معصومانه فرزندش، هیچ گونه خللی بر عزم اش وارد ننماید. این پیامبران و امامان به خوبی نیروی خدایی را در وجود خود بارور ساخته و نیک می دانند که ارزش ها و هنجار ها به آسانی نهادینه نمی شوند فرایند پیچیده و طولانی را می طلبد تا به عنوان یک باور جمعی مورد پذیرش آحاد ملت و مردم قرار گیرد بناءً باید آماده هر نوع قربانی بود.

لذا امام حسین (ع) خود را قربانی کرد تا به من و تو بیاموزد که انسانی زیست کنیم، از دستورات و آموزه های دین، پیروی و اطاعت کنیم، اخلاق دینی داشته باشیم و وجدان انسانی را در خود تقویت نماییم، برادر گونه زیست نماییم، اتحاد و یک پارچگی خود را حفظ کنیم، در برابر تعدی و تجاوز مبارزه کنیم، از ارزش ها و هنجار های پذیرفته شده خود حراست و نگهبانی کنیم و نگذاریم که این ارزش ها از سوی عده ی تهدید شود و ویران گردد.

حال بر من و توست تا از قیام عاشورا بیاموزیم که افراط و تفریط در دین، جای ندارد سنت ها و رسوم ناپسند به عنوان ارزش دینی مطرح نیست، تبعیض و بی عدالتی منشاء دینی ندارد بلکه به حکم خدای عزوجل مسلمانان و مومنین همه برادر هم اند و باید زیست باهمی را اختیار نمایند و اتحاد و یکپارچگی خود را حفظ کنند تا به آینده مطمئن دست یابند هیچ کسی بر کسی دیگر برتری ندارد فقط ملاک برتری، تقوا و پرهیزگاری است بناءً باید به قول شاعر ما باید؛ دست در دست هم دهیم به مهر، خانه ی خویش را کنیم آباد.




موضوع مطلب :
یادداشت ثابت - شنبه 94 آبان 3 :: 2:42 عصر :: نویسنده : محسن

باغبانان رفته اند وغنچه تنها مانده است
بلبلی در خیمه های سوخته جا مانده است
اشک در چشمان زینب ، خون به گوش کودکان
مشک،خالی در کنار دست سقا مانده است
جای طفل شیر خوار آغوش گرم مادرست
لیکن آن شش ماهه بر آغوش بابا مانده است
کیست تا زیر بغل گیرد اسیر درد را؟
محرمی دیگر برای زینب آیا مانده است؟
با دلی لبریزِ ماتم همره این کاروان
می رود اما دلش در قتلگه جا مانده است
با اسیران می رود طفلی سه ساله سوی شام
ردّ پای کوچکش بر روی صحرا مانده است
دست دشمن ها خشن،رخساره ی طفلان لطیف
جای سیلی بر رخ گلهای زهرا مانده است 
هست از خونهای سرخ آن ز پا افتادگان
پرچم توحید اگر اینگونه بر پا مانده است




موضوع مطلب :
یادداشت ثابت - شنبه 94 آبان 3 :: 1:59 عصر :: نویسنده : محسن

شعر خائف درباره شام غریبان:

امشب به صحرا بی‌کفن جسم شهیدان است

شام غریبان است

امشب نوای بی‌کسان بر بام کیوان است

شام غریبان است

امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند

تا صبح گریانند

امشب به روی کشته‌ها در ناله مرغانند

چون نی در افغانند

بر خاک بی‌غسل و کفن رعنا جوانانند

خوابیده عریانند

بر غربت اجسادشان عالم پریشان است

شام غریبان است

‌امشب به بالین حسین زینب عزادار است

در غم گرفتار است

امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است

تا صبح بیدار است

امشب فلک حیران ز حال عترت زار است

از دیده خونبار است

زهرا به دور کشته‌ها با خیل حوران است

شام غریبان است

امشب سلیمان زمان در گوشه هامون

غلطیده‌ اندر خون

اندر هوای خاتم او بجدل ملعون

دیوانه و مجنون

سازد جدا انگشت شه آن بی‌حیای دون‌

ای چرخ شو وارون

کی خاتم محبوب حق در شأن دیوان است

شام غریبان است

امشب تن چاک حسین در نینوا بی‌سر

در بحر خون اندر

خوابیده بی‌غسل و کفن با اکبر و اصغر

با یاوران یک سر

اما ز ظلم خولی مردود سگ کمتر

در کنج خاکستر

در کوفه رأسش در تنور گرم مهمان است

شام غریبان است

امشب جناب فاطمه تا صبح در زاری

اشک غمش جاری

«کامی» بحال دختران اندر پرستاری

اشک غمش جاری

«کامی» کند در مطبخ خولی عزاداری

اشک غمش جاری

از ناله‌های زار او «خائف» نواخوان است

شام غریبان است

کتاب گیلان، ج2، ص614

پانویس

 




موضوع مطلب :
1 2 3 4 5 >> >